ورزشکار برای رسیدن به سطح قهرمانی ساعتها تمرین میکند، برنامه غذایی مشخصی دارد، میزان خواب و ریکاوری خود را کنترل میکند و برای افزایش تواناییهای جسمانی خود از مربیان و متخصصان مختلف کمک میگیرد.
با این حال، یک مؤلفه بسیار مهم گاهی همچنان در حاشیه قرار میگیرد: آمادگی روانی. واقعیت این است که ورزشکار در لحظه مسابقه فقط با حریف خود رقابت نمیکند؛ او همزمان با فشار، انتظار، هیجان، افکار، اشتباهات احتمالی، نگاه تماشاگران، انتظارات مربی و خانواده و گاهی ترس از شکست نیز مواجه است.
ممکن است ورزشکاری از نظر فنی در سطح بسیار بالایی قرار داشته باشد، اما در لحظه حساس مسابقه نتواند تمرکز خود را حفظ کند، پس از یک اشتباه از نظر هیجانی بههم بریزد یا تحت فشار، تصمیمهایی بگیرد که با توانایی واقعی او فاصله دارد.
در چنین شرایطی، مسئله لزوماً ضعف فنی یا جسمانی نیست؛ گاهی فاصله میان توانایی واقعی ورزشکار و عملکرد او در میدان مسابقه، یک مسئله روانشناختی است. روانشناسی ورزشی فقط برای ورزشکاران دارای مشکل نیست« یکی از برداشتهای نادرست درباره روانشناسی ورزشی این است که روانشناس فقط زمانی باید وارد میدان شود که ورزشکار دچار اضطراب، افت عملکرد یا یک مشکل روانشناختی شده باشد.
در حالی که روانشناسی ورزشی در ورزش حرفهای، پیش از آنکه یک مداخله درمانی باشد، یک فرایند آموزشی، پیشگیرانه و ارتقایی است.روانشناس ورزشی به ورزشکار کمک میکند مهارتهایی مانند تمرکز، تنظیم هیجان، کنترل افکار مزاحم، مدیریت اضطراب،
افزایش خودکارآمدی، هدفگذاری، آمادگی ذهنی برای مسابقه و بازگشت روانی پس از شکست یا آسیب را یاد بگیرد و تمرین کند.در واقع همانگونه که هیچ مربی حرفهای انتظار ندارد ورزشکار بدون تمرین جسمانی در مسابقه موفق باشد، نباید انتظار داشت ورزشکار بدون تمرین ذهنی بتواند در شرایط فشار، بهترین عملکرد خود را نشان دهد. ذهن نیز مانند بدن نیازمند تمرین است.
چرا تمرین خوب همیشه به معنای مسابقه خوب نیست؟یکی از پرسشهای پرتکرار در روانشناسی ورزشی این است که چرا برخی ورزشکاران در تمرین عملکرد بسیار خوبی دارند، اما هنگام مسابقه دچار افت میشوند. پاسخ را باید در تفاوت میان محیط تمرین و محیط رقابت جستوجو کرد.
تمرین معمولاً محیطی قابل پیشبینیتر و کمفشارتر است؛ اما مسابقه با ارزیابی، عدم قطعیت، حریف، تماشاگر، اهمیت نتیجه و پیامدهای برد و باخت همراه میشود.
در چنین شرایطی، سطح برانگیختگی روانی ورزشکار تغییر میکند. ضربان قلب افزایش مییابد، توجه ممکن است بیش از حد به نتیجه معطوف شود و افکار مربوط به شکست یا قضاوت دیگران وارد ذهن شوند.
اگر ورزشکار مهارت مدیریت این وضعیت را نیاموخته باشد، ممکن است بخشی از ظرفیت فنی و شناختی او درگیر کنترل اضطراب شود.
بنابراین یکی از اهداف مهم روانشناسی ورزشی این است که ورزشکار یاد بگیرد آنچه را در تمرین میتواند انجام دهد، در شرایط فشار مسابقه نیز به اجرا تبدیل کند.
اضطراب همیشه دشمن ورزشکار نیست اضطراب نیز مانند بسیاری از پدیدههای روانشناختی، الزاماً منفی نیست. مقدار مناسبی از برانگیختگی میتواند به افزایش هوشیاری، انرژی و آمادگی برای عملکرد کمک کند.
مسئله زمانی آغاز میشود که این برانگیختگی از سطح قابل مدیریت فراتر رود. ورزشکار حرفهای قرار نیست پیش از مسابقه هیچ اضطرابی نداشته باشد. هدف، حذف کامل اضطراب نیست؛ بلکه هدف این است که ورزشکار بتواند در حضور اضطراب نیز عملکرد خود را مدیریت کند.
این تفاوت بسیار مهم است.
ورزشکار باید یاد بگیرد احساسات خود را سرکوب نکند، بلکه آنها را بشناسد، تنظیم کند و اجازه ندهد هیجان، کنترل رفتار و تصمیمگیری او را در اختیار بگیرد.
سلامت روان؛ بخش جداییناپذیر ورزش قهرمانی ورزش قهرمانی میتواند فرصتهای ارزشمندی برای رشد فردی، اجتماعی و روانی ایجاد کند؛ اما همزمان با فشارهای خاص خود نیز همراه است.
رقابت مداوم، آسیبهای ورزشی، شکست، دوری از خانواده، فشار برای کسب نتیجه، نگرانی درباره آینده ورزشی و گاهی وابستگی ارزشمندی فرد به موفقیت ورزشی، از جمله عواملی هستند که باید مورد توجه قرار گیرند.
به همین دلیل، سلامت روان ورزشکار نباید تنها زمانی مورد توجه قرار گیرد که نشانهای جدی ظاهر شده باشد. پیشگیری، آموزش و پایش مستمر وضعیت روانی ورزشکار میتواند از تبدیل بسیاری از مشکلات قابل مدیریت به مسائل جدیتر جلوگیری کند.
در اینجا نقش مربیان و مدیران ورزشی نیز بسیار مهم است. مربی نخستین فردی است که معمولاً تغییرات رفتاری و هیجانی ورزشکار را مشاهده میکند. کاهش انگیزه، تحریکپذیری، افت تمرکز، انزوای اجتماعی، تغییر ناگهانی عملکرد یا بیعلاقگی به تمرین میتواند نشانهای باشد که نیازمند توجه بیشتر است؛ نه الزاماً قضاوت یا سرزنش.
ورزشکار موفق؛ فقط برنده مسابقه نیست در نگاه حرفهای، موفقیت ورزشی را نمیتوان فقط با مدال و نتیجه تعریف کرد.
ورزشکاری که میآموزد چگونه با شکست مواجه شود، چگونه پس از آسیب به میدان بازگردد، چگونه فشار را مدیریت کند و چگونه میان ورزش و سایر ابعاد زندگی خود تعادل برقرار کند، در حال ساختن سرمایهای است که فراتر از یک مسابقه خواهد بود.
قهرمانی پایدار زمانی شکل میگیرد که عملکرد بالا با سلامت جسم و روان همراه باشد. ورزشکار نباید احساس کند برای رسیدن به مدال مجبور است سلامت روان خود را هزینه کند. برعکس، سلامت روان باید یکی از پایههای مسیر قهرمانی باشد. از «روانشناس هنگام بحران» به «روانشناس در کنار تیم» یکی از تغییرات مهمی که باید در فرهنگ ورزش استان و کشور ایجاد شود، تغییر نگاه به جایگاه روانشناس ورزشی است.
روانشناس نباید فقط زمانی به تیم دعوت شود که ورزشکار دچار افت شده، تیم چند مسابقه را باخته یا یک بحران ایجاد شده است.
حضور روانشناس میتواند از مراحل آموزش و استعدادیابی آغاز شود و در طول فصل ورزشی، دوره آمادهسازی، مسابقات، دوران آسیب و حتی انتقال از ورزش قهرمانی به مراحل بعدی زندگی ادامه پیدا کند.
در چنین مدلی، روانشناس ورزشی در کنار مربی، پزشک، متخصص تغذیه، بدنساز و سایر اعضای تیم، بخشی از ساختار حرفهای ورزش خواهد بود.
سخن پایانی ورزشکار برای قهرمانی به بدن قدرتمند، مهارت فنی، تاکتیک مناسب و آمادگی جسمانی نیاز دارد؛ اما همه این تواناییها در نهایت باید در یک لحظه حساس، تحت فشار مسابقه، به عملکرد تبدیل شوند.
در آن لحظه، ذهن نقش تعیینکنندهای پیدا میکند. بنابراین اگر میخواهیم ورزشکاران ما فقط بدنهای آماده نداشته باشند، بلکه بتوانند در شرایط دشوار، بهترین ظرفیت خود را به نمایش بگذارند، باید آمادگی روانی را به اندازه آمادگی جسمانی جدی بگیریم.
قهرمانی از بدن شروع میشود، اما در ذهن تثبیت میشود.
دکتر عباس حمزوی روانشناس ورزشی هیأت پزشکی ورزشی استان بوشهر و مدیر مرکز روانشناسی ورزشی استان بوشهر
ارسال نظر